طبقه متوسط به هیلاری بیشتر از ترامپ رای میدهند
سوسیالیسم آمریکایی
انتخابات آمریکا همیشه بین دو حزب اصلی صورت میگیرد. هرچند در این انتخابات سیاستهای داخلی و بینالمللی هر دو مدنظر نامزدهای نهایی قرار میگیرد اما همواره هر دو نامزد در چارچوب وفاداری به سیاستهای به حزب خود، تأمین منافع ملیشان گام برمیدارند.در این میان به نظر میرسد نامزدهای انتخابات در مسائل داخلی به مواردی چون مسائل اقتصادی، بیکاری، حقوق زنان، مهاجرت، محیط زیست و درحوزه سیاست خارجی، به نقش آمریکا در جهان توجه دارند و براین اساس صفآراییهای متقابلی میان دو نامزد صورت میگیرد. برهمین اساس انتخابات در آمریکا برای مردم این کشور فارغ از اینکه قصد رای دادن داشته باشند یا خیر؛ جذابیت دارد. این جذابیت به قدری است که بسیاری از مردم کشورهای دیگر نیز انتخابات این کشور را دنبال میکنند. در این میان اما یکی از موضوعات مهم نقش طبقات اجتماعی در مشارکت سیاسی است که این موضوع نیز ارتباط مستقیمیبه چارچوبهای هر دو حزب دارد. بهرغم آنکه همواره تاکید داشتهام که نگاه جمهوریخواهان بهطور کلی به سیاستهای داخلی آمریکا است و دموکراتها میل به سیاستهای خارجی و نگاه به محیط خارجی ایالاتمتحده دارند، بنابراین نقش طبقات
مختلف اجتماعی نیز در این میان تعیین میشود. از سوی دیگر بیشترین حامیان حزب دموکرات در ایالات جنوبی قرار دارد و ایالات شمالی آمریکا نیز همواره به حمایت از جمهوریخواهان میپردازند. براین اساس باید گفت چون عمده کسانی که در ایالات شمالی زندگی میکنند جزو طبقه سرمایهدار آمریکایی هستند و براین اساس عمده صنایع بزرگ نیز در این بخش قرار دارد، به خوبی مشخص است که طبقه سرمایهدار آمریکایی همواره از حزب جمهوریخواه حمایت کرده است. از طرف دیگر، چون بخشی از حزب دموکرات تمایلات سوسیالیستی دارد و این موضوع در مرامنامهشان آمده است، بنابراین مقبولیت بیشتری در میان طبقه متوسط آمریکایی دارد. برهمین اساس این حزب همواره بر افزایش مالیات طبقه سرمایهدار در آمریکا تاکید دارد اما از سوی دیگر حمایت از طبقه متوسط و رو به پایین در حوزههای اجتماعی و سلامت را مدنظر خود قرار داده است. شاهد این موضوع طرح قانون خدمات اجتماعی است که اوباما اجرا کرد و رضایت بخش مهمیاز طبقه متوسط و روبه پایین را بهدنبال داشت. از آنجا که دموکراتها همواره به تودههای میانی و رو به پایین جامعه آمریکا توجه داشتهاند شاهد آن بودیم که مباحث اجتماعی نیز در
این حزب بیشتر مدنظر قرار گرفته است. در حالی که جمهوریخواهان همواره بهدنبال دولت حداقلی هستند که کمتر توجهی به مسائل اقتصادی داشته باشد. برهمین اساس جمهوریخواهان بر این عقیدهاند که سطح اخذ مالیات باید کاهش پیدا کند ولی دموکراتها اعلام میکنند که باید سطح اخذ مالیات از مردم عادی ثابت بماند اما ثروتمندان باید مالیات بیشتری بپردازند تا از این طریق بتوان به طرحهایی که در دولت مصوب میشود، کمک کرد.
نکتهای که باید به آن توجه کرد کاهش سطح مشارکت سیاسی در آمریکا است. نزدیک به هشت سال پیش که باراک اوباما نامزد حزب دموکرات آمریکا شد، این کشور شدیدترین بحران اقتصادی طی چند دهه اخیر را تجربه میکرد. بنابراین اوباما، شعارها و برنامههای خود را در چارچوب مرامنامه حزب دموکرات تعیین کرد و براین اساس توانست نظر بخش مهمیاز مردم آمریکا را به خود جلب کند. این موضوع در حالی بود که مشکلات اقتصادی موجود میراث بهجا مانده از دولت محافظهکاران جمهوریخواه بود.
در این میان طبقات متوسط و روبه پایین که آسیب بسیاری از وضعیت موجود دیده بودند، نقش جدی در تعیین آرا داشتند. بهخصوص آنکه نقش جوانان در پیروزی اوباما غیرقابل انکار است. همانطور که در قبل نیز اشاره شد، برهمین اساس یکی از اهداف هر دو کاندید کنونی حزب دموکرات و جمهوریخواه این است که آرای جوانان را به سمت و سوی خود جذب کند. بهخصوص اینکه نسل جوان آمریکا تمایلی بهدنبال کردن رویدادهای سیاسی و شنیدن اظهارات نامزدها ندارد. مشارکت نسل جوان در زمان انتخاب اوباما بسیار بالاتر از حالت فعلی بود اما اکنون نهایتا ۳۰ تا ۳۲ درصد از جوانان این کشور مایل به شرکت در انتخابات آینده ریاستجمهوری هستند. هر چند برنی سندرز توانسته بود با شعارهای سوسیالیستی خود نظر بخش مهمیاز جوانان آمریکایی را به خود جلب کند اما هیلاری کلینتون و دونالد ترامپ تاکنون نتوانستهاند نظر این بخش از جامعه رایدهندگان در آمریکا را به خود جلب کنند.
برهمین اساس شاهد هستیم که دونالد ترامپ که موفقیتی در جلب آرای جوانان نداشته، با مطرح کردن موضوعات به صورت پوپولیستی تلاش دارد دیدگاه بخش سفیدپوست و ایدئولوژیکمحور در این کشور که عموما مسن هستند را به خود جلب کند. از سوی دیگر او یکی از مهمترین موضوعات مدنظر خود را مباحث اقتصادی قرار داده است و تاکید بسیاری بر فعالیت کارخانههای آمریکا در خاک این کشور دارد. درواقعترامپ با تاکید بر حضور صنایع در آمریکا و افزایش اشتغال سعی دارد بازی گذشته را برهم بزند و از این طریق آرای بخشی از طبقه متوسط و روبه پایین که توجه بسیاری به مباحث اقتصادی دارد را به خود جلب کند. در این میان هیلاری کلینتون همواره سیاستهای اقتصادی دونالد ترامپ را بهشدت محکوم میکند و معتقد است که در صورت ورود ترامپ به کاخ سفید، برنامههای اقتصادی ترامپ میتواند آمریکا را به بحرانی بدتر از بحران 2008 مبتلا کند.
کلینتون با ابراز اینکه تاجر بودن وی دلیل کافی برای آشنایی با اقتصاد یک ملت نیست بنابراین ترامپ با پرداختن به مشکلات اقتصادی تلاش دارد رای مردم را جذب کند حال آنکه برنامه مشخصی ندارد. بنابراین به نظر میرسد ترامپ هر چند دانش و اطلاعات کافی در بسیاری از زمینهها ندارد اما سعی دارد با تهییج هیجانات مردم و توجه به مسائلی که برای آنها مهم است پیروز میدان رقابت شود. براین اساس به نظر میرسد به دلیل نقش مهم طبقه متوسط جدال بر سر جلب آرای طبقه متوسط آمریکا به یکی از مهمترین و کانونیترین مباحث مبارزات انتخاباتی تبدیل شود. بنابراین در آینده نیز شاهد خواهیم بود که هر دو حزب تلاش بیشتری برای جلب نظر طبقه متوسط و حفظ منافع آن داشته باشند. در پایان باید گفت که مولفههای بسیاری در انتخابات ایالات متحده آمریکا نقش دارد که همگی این موضوعات موجب میشود مردم به پای صندوق رای بروند و نامزد خود را انتخاب کنند. فهم سیاسی مردم آمریکا پایین است و به همین دلیل هم سطح مشارکت سیاسی در آمریکا هر روز در حال کاهش است. براساس آمار دقیق بهدست آمده ۳۰ درصد مردم آمریکا اسم رئیسجمهور آمریکا را نمیدانند. در آمریکا علاقهمندی به
مسائل سیاسی محدود است و فقط کسانی که حزبی به سیاست نگاه میکنند بهدنبال مسائل سیاسی هستند.
مدتهاست که سطح مشارکت سیاسی در آمریکا حدود ۳۵درصد است و این میزان برای یک کشور ۳۵۰میلیون نفری بسیار کم است. آمریکاییها چندان تمایلی به بحث سیاسی ندارند ولی این موضوع را کاملا درک میکنند که قدرت آنهادر دوران گذشته از زمان بوش تا به امروز دچار تزلزل شده است. بنابراین میزان آرایترامپ نشان میدهد کسانی که بهدنبال احیای عظمت آمریکا هستند به وی رای دادهاند، هرچند وی حتی یک روز هم کار سیاسی انجام نداده است ولی شعارهای وی نشان میدهد که بهدنبال احیای قدرت آمریکا است بنابراین چنین مولفههایی نیز نقش جدی ایفا میکنند.
دیدگاه تان را بنویسید