تغییرات تازه‌ای در شورای مرکزی جبهه پایداری رخ داده است.

پوست‌اندازی پایداری ؛تغییرات در شورای مرکزی چه معنایی دارد؟
پایگاه خبری تحلیلی مثلث آنلاین:

چهره شورای مرکزی حزب پایداری تغییر کرد. هفته گذشته اعضای این حزب با گردهمایی در کنگره این تشکل، اعضای جدید شورای مرکزی را انتخاب کردند. مهم‌ترین تغییر تازه پایداری، خروج کامران باقری‌لنکرانی، روح‌الله حسینیان، سیدمحمود نبویان و زهره طبیب‌زاده از شورای مرکزی بود. کامران باقری‌لنکرانی، وزیر بهداشت دولت محمود احمدی‌نژاد و نخستین کاندیدای حزب پایداری در انتخابات ریاست‌جمهوری بود. بعد از ثبت‌نام وی در انتخابات، زمزمه‌هایی مبنی بر احتمال رد‌صلاحیت او مطرح شد و در نهایت پایداری از سعید جلیلی حمایت کرد. روح‌الله حسینیان نیز نماینده تهران در مجلس نهم و یکی از حامیان پروپا‌قرص احمدی‌نژاد است. او یکی از معدود اصولگرایانی بود که به صراحت از حضور احمدی‌نژاد در انتخابات استقبال و تاکید کرد که رئیس دولت قبل به حمایت هیچ تشکلی نیاز ندارد و در صورت حضور در عرصه رکورد آراء را خواهد شکست. وی در انتخابات مجلس دهم ثبت‌نام نکرد. سید‌محمود نبویان و زهره طبیب‌زاده‌نوری، دیگر نمایندگان تهران در پارلمان قبلی بودند که در جریان رقابت‌های مجلس دهم، رای نیاورده و از ورود به پارلمان بازماندند. با توجه به اینکه کنگره پایداری‌ها بدون حضور خبرنگار ان برگزار شد، از چند و چون این تصمیم‌گیری‌های درون‌حزبی خبری منتشر نشده و معلوم نیست اعضای سابق شورای مرکزی پایداری، خود‌خواسته کنار رفتند یا کنار گذاشته شده‌اند. بر‌اساس گزارش‌ها دومین تغییر این حزب، پیوستن نصرالله پژمان‌فر و امیرحسین قاضی‌زاده، دو نماینده فعلی مشهد در مجلس به شورای مرکزی بود. مرتضی آقاتهرانی، صادق محصولی، محمد سلیمانی، فاطمه آلیا، ناصر سقای‌بی‌ریا، قاسم روانبخش، میثم نیلی، میرهاشم موسوی، علی خضریان، علیرضا عسگریان، غلامحسین رضوانی، علی نادری، زهره لاجوردی، مجید متقی‌فر و مجید دوستعلی از دیگر افرادی هستند که در دور جدید فعالیت جبهه پایداری به‌عنوان اعضای شورای مرکزی آن فعالیت می‌کنند.

کنگره بدون خبرنگار
نکته مهم در این همنشینی جدید پایداری‌ها، حرکت چراغ خاموش و رسانه‌ای نکردن جزئیات مواضع و تصمیمات اتخاذ شده است. آنچه از این جلسه بیرون آمده تنها چند اظهارنظر کوتاه و خلاصه از سوی اعضا بوده است. چنانکه قاسم روانبخش، عضو شورای مرکزی جبهه پایداری، با اشاره به برگزاری اولین مجمع عمومی جبهه پایداری، گفته است: «مجمع عمومی به منظور شناخت اعضای شورای مرکزی برگزار شد چرا که اعضای قبلی شورای مرکزی منصوب هیات موسس بودند و تصمیم بر این بود که طبق اساسنامه، اعضای جدید از مجمع عمومی در قالب برگزاری انتخابات، انتخاب شوند.» او ادامه داده است: «مجمع عمومی ترکیبی است از اعضای هیات موسس و شورای مرکزی قبلی و شوراهای استانی که عمده آنها را نیروهای جوان تشکیل می‌دهند و در این انتخابات حتی اعضای شوراهای استانی که در استان‌ها فعال بودند، می‌توانستند در انتخابات کاندیدا شوند که دو نفر هم حضور داشتند.» روانبخش با اشاره به کناره‌گیری پنج عضو تاثیرگذار شورا، گفته است: «این پنج نفر خودشان باتوجه به شرایطی که داشتند تمایل نداشتند در شورای مرکزی حاضر باشند و ‌ترجیح دادند عرصه را به جوان‌ترها واگذار کنند که البته این کناره‌گیری دلیل بر قطع همکاری نیست.» وی در ادامه با اشاره به فعالیت‌ها و اهداف آتی جبهه پایداری در انتخابات نیز تاکید کرده است: «جبهه پایداری همواره به وحدت می‌اندیشد که این مساله در انتخابات مجلس شورای اسلامی هم به اثبات رسید و جبهه پایداری با دیگر اصولگرایان ائتلافی تشکیل داد که مناسب بود و اگرچه در تهران موفق نشد اما در دیگر استان‌ها موفقیت خوبی به‌دست آمد و برای اولین بار اکثریت نمایندگان مجلس، همفکر دولت منتخب انتخاب نشد. کشور در آینده نیاز به یک شخصیت انقلابی دارد که بتواند روی اصول انقلاب ایستادگی کند و در برابر استکبار کوتاه نیاید چرا که تجربه نشان داده کوتاه آمدن در برابر دشمن فرصت‌ها را از بین می‌برد، شرایط اقتصادی را بدتر می‌کند، رشد علمی‌کشور را کاهش می‌دهد، موقعیت منطقه‌ای جمهوری اسلامی ایران را تضعیف می‌کند، سیاست خارجی کشور منفعل می‌شود و پاسپورت جمهوری اسلامی را در دنیا کم‌اعتبار و ‌بی‌اعتبار می‌کند و مردم این مساله را با گوشت و پوست و استخوان لمس کردند.»
روانبخش البته در اظهارنظری قابل توجه به مساله نهی احمدی‌نژاد اشاره و گفته است: «اکنون باتوجه به این شرایط و همچنین باتوجه به حضور نداشتن آقای احمدی‌نژاد به‌عنوان نامزد در انتخابات که حضور وی می‌توانست انشقاق ایجاد کند، این فرصت فراهم است که همه نیروهای انقلابی از جمله جبهه پایداری، حول یک شخصیت انقلابی با دارا بودن ویژگی‌های زیاد انقلابی، ائتلاف کنند.»

پایداری جدید
حالا اگر‌چه اعضای جبهه پایداری اراده به سکوت کرده‌اند و تلاش دارند با همین وضعیت تا تاریخ نامعلوم به سیاست‌ورزی خود ادامه دهند اما شاید بتوان با رصد برخی مواضع، تحرکات و تغییرات این تشکل سیاسی به آنچه در حال وقوع است پی برد. به اینکه جبهه پایداری در مهمترین رقابت سیاسی پیش رو یعنی انتخابات ریاست‌جمهوری بنا دارد چگونه عمل کند. یا اصلا می‌توان به این مساله پرداخت که ممکن است علت تغییرات جدید در این تشکل سیاسی اختلاف‌نظر در مورد چگونگی ورود به انتخابات ریاست‌جمهوری بوده باشد؟
شاید یکی از مهمترین نکات در مورد جبهه پایداری همین مصاحبه جدید صادق محصولی باشد.صادق محصولی در واقع خیال تحلیل‌گران را ساده کرده و گفته است: «در حال حاضر فرد اصلحی هست که از جهت ارزش‌های اصولگرایی و انقلابی نمره بالایی می‌آورد و امکان رای‌آوری و اجماع روی او نیز وجود دارد؛‌ سراغ او خواهیم رفت و نتیجه هم خواهیم گرفت.» او در ضمن مصاحبه چند بار از احتمال معرفی یک نامزد «جدید» سخن گفته و البته ادامه داده که «اصلحی را که یقین داریم رای آور نیست، او را معرفی نخواهیم کرد.» باید با تحلیل این سخنان به این مساله پرداخت که چهره جدید جبهه پایداری چه مختصاتی دارد.
اول از همه اینکه صادق محصولی سر یک بحث قدیمی‌ را باز کرده و گویی از یک تغییر مهم در مواضع آیت‌الله مصباح خبر داده است. صادق محصولی گفته: «اصلحی را که یقین داریم رای‌آور نیست، او را معرفی نخواهیم کرد.» این در حالی است که آیت‌الله مصباح پیش‌تر تاکید ویژه‌ای روی این جملات داشت: «گاهی باید فرد اصلح - ولو رای‌آوری نداشته باشد - مطرح شود تا حداقل مشخص شود هنوز بین مردم اعتقاد و ایمان به اسلام و انقلاب اسلامی وجود دارد. آیا خوب بود از میان کاندیداهای ریاست‌جمهوری هیچ‌کس حرفی از اسلام و انقلاب نزند و همه به فکر ارزانی اجناس و رفع تحریم‌ها باشند؟ آیا نباید از کسی که ولو رای‌آوری ندارد، اما دغدغه انقلاب و اسلام را دارد، حمایت کرد؟» به بیان دیگر یک اصل پر‌رنگ در نحوه سیاست‌ورزی و مصداق‌گزینی آیت‌الله حالا کمرنگ شده. گویی او دنبال پدیده رای آور است همان که سیاسیون نام آن را گذاشته‌اند: «اصلح مقبول».
نکته این است که «صالح مقبول» یا «اصلح نامقبول» تنها جدال الفاظ و واژه‌ها نیست، بلکه برای مدت قابل‌توجهی، تفاوت دو نگرش در جناح اصولگرا بوده است؛ تفاوتی که باعث شد تا راهبردها و تاکتیک‌های سیاسی دوگانه‌ای از دل جریان اصولگرایی در ایام انتخابات متولد شود و البته نتایج غیر‌همسانی را نیز به‌وجود بیاورد. خاصه آنکه خروجی این تفاوت نظر چند تکثر و عدم وحدت بوده است.
مساله قابل توجه و بیان این است که اکثریت گروه‌های اصولگرا برای تحقق اهداف انتخاباتی با طرح مصلحت سیاسی، طرفدار «صالح مقبول» ‌بوده‌اند و در این میان جبهه پایداری با رهبری آیت‌الله مصباح‌یزدی با طرح نظریه «اصولگرایی‌ناب» و با نفی دیدگاه مصلحتی - انتخاباتی دیگر اصولگرایان، سفت و سخت قائل به انتخاب «اصلح نامقبول» بر «صالح مقبول» بود. این اختلاف سلیقه نه تنها باعث شد تا اصولگرایان به وحدت نرسند که مباحثی را هم درون این جناح بر سر طرح «غربالگری اصولگرایی» به‌دنبال داشت. البته چهره‌های مهمی‌از اصولگرایان پس از عدم‌موفقیت در انتخابات ریاست‌جمهوری با برگزاری جلسات و همایش‌های وحدت تلاش کردند تا به تفاهمی‌درباره این اختلاف نظرها برسند و با دعوت آیت‌الله مصباح‌یزدی و اعضای جبهه پایداری گامی ‌عملی را برای رسیدن به این هدف برداشتند اما به هر حال تا قبل از این سخنرانی صادق محصولی، تفاوت نگرشی میان اصولگرایان درباره «صالح مقبول» و «اصلح نامقبول» معمایی بود که شاید حل آن سخت به نظر می‌رسید. چه اینکه از یک سو چهره‌هایی از اصولگرایان همچنان بر نظر خود در مورد راهبرد صالح مقبول اصرار داشته‌اند.
چه اینکه زمانی محمد‌رضا باهنر گفته بود: «سیاست و اصول ما بر این است که آدم صالح و مقبول را در تمام شهرستان‌ها و استان‌های کشور شناسایی کنیم، آدم صالح بدون مقبولیت اجتماعی و قابلیت رای‌آوری برای انتخابات مجلس مناسب نیست.»
باهنر در تفسیر چرایی این راهبرد جبهه پیروان خط‌امام و رهبری برای انتخابات مجلس به تفاوت «رئالیسم» و «ایده‌آلیسم» اشاره کرده و گفته بود: «برای انتخابات مجلس نباید ایده‌آلیسم بدون رئالیسم باشیم چرا‌که قابلیت رای‌آوری و توجه به مقبولیت اجتماعی از اصول رئالیسم اجتماعی برای موفقیت در انتخابات مجلس است.» او در ادامه با گفتن این جملات که «برای انتخابات مجلس پیش رو صالح مقبول را بر اصلح غیرمقبول‌ ترجیح می‌دهیم» از جبهه پایداری و برخی اصولگرایان که قائل به نظریه انتخاب اصلح نامقبول هستند انتقاد کرده و گفته بود: «پروژه چند نامزدی در یک شهر از سوی یک جبهه و جریان سیاسی پروژه ای کاملا شکست‌خورده‌ است.» ‌این اظهارات محمدرضا باهنر بی‌تردید مخاطبانی به جز آیت‌الله مصباح‌یزدی و گروه پایداری نداشت.
در این میان اما صادق محصولی در بخشی از سخنانش حرف‌های مهمتری زده که تحلیل‌های جدیدتری را پیش روی ما می‌گذارد. به این معنا که بخش‌هایی از این اظهارات نشان می‌دهد که کنار گذاشتن ایده اصل نامقبول لزوما به معنای وحدت قطعی با سایر اصولگرایان نیست. او گفته:« اگر عده‌ای بدون هماهنگی با دیگران خود را محور قرار داده و ادعای دعوت از دیگران برای کار مشترک داشته باشند مسلما وحدتی شکل نمی‌گیرد یا عده‌ای دیگر اگر از قبل روی نامزدی به قطعیت رسیده باشند و بخواهند با مکانیزم دلخواه خودشان ولو تحت عنوان ائتلاف و وحدت، آن را به دیگران تحمیل کنند مطمئنا نتیجه لازم را نخواهند گرفت.»
حرف‌های او از همین جهت از جنس همان حرف‌های سال 92 است. می‌توان در این مورد به انتخابات سال 92 اشاره کرد. زمانی که غلامعلی حدادعادل پرده از ائتلاف دو به علاوه یک برداشت، آیت‌الله مصباح‌یزدی ناخشنودی خود را از این طرح پنهان نکرد. او به هفته‌نامه ٩ دی گفته بود: «این طرح که چندین کاندیدا جلسه بگیرند تا یکی به میدان بیاید فکر نمی‌کنم فی‌نفسه اشکال شرعی و قانونی داشته باشد حتی اشکال عقلایی هم ندارد و طرح خوبی به نظر می‌رسد اما عملا تجربه نشان داده که به آن عمل نخواهد شد.»
نکته دیگری که در مورد سخنان صادق محصولی می‌توان اشاره کرد و نشانه‌ای از تصمیمات پایداری‌ها دانست آنجاست که محصولی می‌گوید دنبال فرد جدیدی هستند. این اظهارنظر از آن جهت مهم است که خیلی‌ها احتمال می‌دادند گزینه این تشکل سیاسی برای انتخابات کسی نخواهد بود جز دکتر سعید جلیلی؛ فردی که در انتخابات 92 هم به‌عنوان گزینه این طیف انتخاب شد.
حالا شاید آنها بخواهند فرد دیگری را به غیر از او برای نامزدی در انتخابات انتخاب کنند یا اینکه عدم پاسخ دکتر جلیلی در مورد قطعیت حضورش در انتخابات موجب شده که آنها به‌دنبال افراد دیگر هم باشند. البته در این میان برخی افراد هم گفته‌اند که ممکن است فرد مورد‌نظر کامران باقری‌لنکرانی باشد. این گفته از این جهت با تعجب مواجه شده که کامران باقری لنکرانی در همین انتخابات شورای مرکزی جدید دیگر عضو شورای مرکزی نشده و ضمن اینکه نگاهی به گذشته به ما یادآوری می‌کند او در روزهای آخر از داوطلبی برای نامزدی در انتخابات انصراف داده بود. همان زمان برخی شنیده‌ها که البته هنوز تایید نشده حکایت از آن داشت که باقری لنکرانی وقتی از عدم تایید صلاحیت خودش مطلع شده‌بود از نامزدی انصراف داد.

مساله محمود
حالا اما این وسط یک بحث دیگر هم وجود دارد و آن اینکه یک اختلاف‌نظر جدی در مورد نوع مواجهه با محمود احمدی‌نژاد همیشه در جبهه پایداری بعد از مساله قهر یازده روزه وجود داشته است. درست در شرایطی که برخی چهره‌ها از جمله مرتضی آقا‌تهرانی می‌گفتند: «جبهه پایداری در انتخابات 96 از احمدی‌نژاد حمایت نمی‌کند» افرادی هم مانند روح‌الله حسینیان از عزم جدی برای حمایت از محمود احمدی‌نژاد در صورت حضور در انتخابات سخن به میان می‌آوردند.
چه اینکه حتی روح‌الله حسینیان نوروز امسال به همراه برخی دیگر از چهره‌های جبهه پایداری به دیدار احمدی‌نژاد رفته و بعد از آن در یک مصاحبه گفته بود: «اگر احمدی‌نژاد بخواهد به قدرت برگردد به دلیل عملکرد بسیار عالی و آباد کردن و نوسازی کشور که در طول تاریخ سابقه ندارد حتما از او حمایت خواهیم کرد و عزتی که آقای احمدی‌نژاد برای ما آورد ‌بی‌نظیر بود، در قلب دشمن قرار می‌گرفت و آن پیام اسلام که پیام آزادیبخش برای جهان بود را به گوش همه مستکبرین می‌رساند.»
به همین جهت گفته می‌شد که یکی از دلایل اصلی اختلاف اعضای جبهه پایداری، مساله نامزدی محمود احمدی‌نژاد بوده است. حالا که حضور محمود احمدی‌نژاد در انتخابات منتفی شده پای یک بحث دیگر هم به میان آمده است. اینکه آیا ممکن است او از یک کاندیدا حمایت کند؟ برخی می‌گویند ممکن است محمود احمدی‌نژاد و پایداری‌ها برای حمایت از یک کاندیدا به اجماع برسند.
هر‌چه هست حالا باید تاکید کرد که تغییرات تازه در جبهه پایداری نشان از تحولات جدیدی دارد که ممکن است چهره و رخ این تشکل سیاسی را به صورت محسوسی عوض کند. باید منتظر ماند و دید پایداری جدید چه خصوصیاتی دارد.