شرکتهای آمریکایی نمیخواهند از رقبای اروپایی عقب بمانند
بازخوردهای یک تصمیم
تصمیم اخیر وزارت خزانهداری آمریکا در اعطای مجوز به شرکتهای ایرباس و بوئینگ برای فروش هواپیما به ایران، بازتابهای زیادی درون آمریکا داشت. با وجودی که دولت آمریکا از چنین همکاریهایی با ایران حمایت میکند اما کنگره آمریکا تلاش دارد تا به نوعی علیه این تعاملات با ایران وارد عمل شود. این در حالی است که بعد از برداشته شدن تحریمهای ایران در پی بهدست آمدن توافق برجام، اکنون به لحاظ منطقی هیچ دلیلی وجود ندارد که ایالاتمتحده آمریکا بخواهد مانع از همکاری شرکتهای آمریکایی با ایران شود. البته قانونی در آمریکا وجود دارد مبنی بر اینکه شرکتهای آمریکایی نباید با کشورهایی که با این کشور روابط خصمانه دارند معامله انجام دهند و تکنولوژیهای مهم را نیز نباید به این کشورها صادر کنند. اما باتوجه به اینکه امروز تحریمها علیه ایران لغو شده و آمریکا نیز خودش این مساله را اعلام کرده است از نظر منطقی صحیح نیست که آنها بخواهند جلوی فعالیت شرکتهایشان اعم از هواپیماسازی، ماشینسازی یا غیره را بگیرند.
باید توجه داشت که ایران کشوری مهم است با پتانسیل اقتصادی- صنعتی فراوان که هم ایران به همکاریهای دیگران احتیاج دارد و هم دیگران به همکاری ایران نیاز دارند. در حال حاضر شاهد هستیم که این همکاریها نیز شکل گرفته است. در عین حال ایران یک کشور علمیو صاحب فنآوری است که در زمینه هستهای نیز پیشرفتهای قابلتوجهی داشته است، بنابراین کشورهای دیگر نمیتوانند ایران را مورد غفلت قرار دهند و ایران نیز نمیتواند جهان را نادیده بگیرد.
نکته دیگر اینکه وقتی ایران با شرکت هواپیمایی ایرباس قرارداد اولیهای امضا کرد شرکتهای آمریکایی مانند بوئینگ و امثالهم این مساله برایشان مطرح شد که چرا آنها باید از دایره سرمایهگذاری در ایران عقب بیفتند و این فرصت را از دست بدهند. زیرا اگر ایرباس در ایران سرمایهگذاری کند این گام، شروعی برای یک همکاری بلندمدت بین ایران و ایرباس خواهد بود حال شرکت آمریکایی بوئینگ این مساله را داشت که چرا آنها نباید با ایران همکاری داشته باشند. به این دلیل شرکتهای آمریکایی نسبت به دولتشان مدعی هستند که چرا آنها را از یک سرمایهگذاری و کار بلندمدت در کشوری دیگر منع کردهاند. البته دولت دموکرات باراک اوباما مخالفتی نسبت به چنین معاملاتی با ایران نداشته و ندارد و نظرش در این خصوص مثبت است. البته ممکن است دولت بعدی چنین نگرشی نسبت به معامله با ایران نداشته باشد.
از این رو، دولت حاضر در کاخ سفید به درخواست شرکت بوئینگ و سرمایهگذاران آمریکایی پاسخ داد و پس از آن شاهد بودیم که در کنار ایرباس، بوئینگ نیز در تلاش است تا بازار خود را در یکی از کشورهای جهان مانند ایران از دست ندهد. در خصوص روی کار آمدن دولت جدید در آمریکا و رویکردش نسبت به پیگیری معاملات تجاری با ایران باید توجه داشت که هیچ دولتی تحت هیچ شرایطی مایل نیست که مانع از انجام این نوع از معاملات شود. در نتیجه دولت آینده آمریکا نیز در زمینه آن دسته از معاملات تجاری که به سودش باشد، مخالفتی نخواهد کرد. بنابراین دولت بعدی آمریکا چه به ریاست هیلاری کلینتون باشد و چه به ریاست دونالد ترامپ با این معاملات تجاری سودرسان مخالفت نخواهد کرد.
اما در رابطه با سرمایهگذاریهایی که در خصوص تکنولوژی باشد و میتواند نوعی از تکنولوژی را به ایران منتقل کند، اما و اگرهایی وجود دارد. در واقع احتمالا دولت بعدی آمریکا که بدون شک مناسباتش با ایران مانند دولت اوباما نخواهد بود از قانون منع انتقال تکنولوژی به کشورهایی که روابط خصمانه با ایران دارند، در قبال تهران استفاده خواهد کرد و مانع از آن خواهد شد که تکنولوژی این کشور به ایران منتقل شود. البته اگر طی این چند ماه روابط تهران- واشنگتن به سمت بهبود بیشتر حرکت کند چنین موضوعی نیز منتفی خواهد شد.
بعد از به دست آمدن برجام، تعاملات تهران و غرب بهخصوص واشنگتن سمت و سوی تازهای پیدا کرد. بخشی از تعاملات به مسائل سیاسی بازمیگردد که زمینهساز لغو تحریمها علیه ایران است. بنابراین در این بخش فعلا آمریکا و ایران روی لغو تحریمها کار میکنند و فعلا خیلی روابط دوجانبه را مدنظر ندارند.
در این میان اگر تعاملات سیاسی میان تهران- واشنگتن آغاز شود بدون شک بر روابط اقتصادی و صنعتی میان دو کشور نیز تاثیرات مثبتی بر جای خواهد گذاشت. اما اگر تعاملات سیاسی شکل نگیرد روابط ایران و آمریکا در حد تجاری محدود خواهد ماند.
از سوی دیگر پس از آنکه وزارت خزانهداری آمریکا مجوز فروش شماری از هواپیماهای دو شرکت عظیم هوایی یعنی ایرباس و بوئینگ را به ایران صادر کرد، شماری از اعضای کنگره آمریکا به سنگاندازی در این روند و اعلام مخالفت با این طرح پرداختهاند. همچنانکه اخیرا دو چهره سرشناس جمهوریخواهان در مجلس نمایندگان آمریکا اعلام کردند که به کارزار خود علیه فروش هواپیماهای بوئینگ و ایرباس به ایران ادامه خواهند داد.
این تلاشها برای ممانعت از فروش هواپیما به ایران به نقش لابیها در آمریکا بازمیگردد. زیرا لابیهایی چون لابی اسرائیل و لابی اعراب، دشمن ایران هستند و همواره مواضع خصومتآمیزی را در قبال تهران دنبال کردهاند. در آخرین تلاشهایشان نیز آنها میخواهند به نوعی در روند همکاری دو شرکت بزرگ هواپیمایی بوئینگ و ایرباس با ایران مانعتراشی کنند و در این راستا به هر دری زدهاند. آنها به جناح تندرو داخل آمریکا که از ابتدا مخالف مذاکرات با ایران و در نهایت توافق برجام بودند متوسل شدهاند تا بتوانند به مقاصد خود دست یابند. این لابیها تلاش دارند از هر فرصتی بهره بگیرند تا جلوی هرگونه انتقال تکنولوژی و همکاری با کارخانجات و شرکتهای مهم آمریکایی با ایران را بگیرند. در واقع تا به امروز آنها تلاش زیادی برای جلوگیری از همکاری بوئینگ با ایران به کار گرفتهاند اما تلاشهایشان در این خصوص نتیجهبخش نبوده است و در حال حاضر شاهد تصمیم آمریکا برای همکاری این کشور با ایران هستیم. به بیان دیگر تا دولت باراک اوباما در کاخسفید حضور دارد این لابیها و گروههای تندرو نمیتوانند اخلالی در روند چنین همکاریهایی ایجاد کنند اما بعد از
پایان دوره ریاستجمهوری اوباما شاید آنها با توسل به برخی قوانین، طرحها و ادعاها بتوانند سد راه این دست از همکاریها شوند.
در عین حال اگر در ایران نسبت به این مساله که باید از فرصتی که توافق هستهای به وجود آورده نهایت استفاده را ببرند، اجماع ایجاد شود این امر به نفع کشور خواهد بود. زیرا اکنون برطرف شدن تحریمهای سیاسی و اقتصادی برای ایران یک فرصت تلقی میشود و ما باید بتوانیم از طریق تعامل سازنده با جهان بسیاری از نیازهایمان را برطرف کنیم و اقتصاد و صنعت خودمان را توسعه دهیم. اما اگر از این فرصت استفاده نشود و همکاریهای ایران با کشورهای دیگر گسترش پیدا نکند، به ضرر کشور خواهد بود و خود را از آن منافعی که باید پس از برجام نصیب ایران شود، محروم کردهایم. درواقع تعامل سازنده تنها فرمولی است که بهواسطه آن میتوان ضمن حفظ منافع کشور و اجرای سند چشمانداز، با سایر کشورهای جهان به مذاکره نشست و به نقاط مشترک خوبی هم در جهت اعتلای کشور دست پیدا کرد.
باید توجه داشت این مساله که تحریمها از دامن ایران زدوده شد و ما مانند هر کشور دیگری میتوانیم هر فعالیتی که میخواهیم در جهان داشته باشیم، مساله کمی نیست.با به ثمر رسیدن برجام، اقتصاد و صنعت ایران شکوفا شده و رشد و توسعه کشور به اعدادی نظیر 4،5 و سپس 6 و یا 7 درصد در حال حرکت است. از طرف دیگر این توافق هستهای، روابط ایران را با تمام کشورهای جهان مجاز کرده است و ایران میتواند روابط اقتصادی، سیاسی و صنعتیاش را با تمام جهان دنبال کند.
دیدگاه تان را بنویسید